السيد الخميني
326
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )
س : 39 - پسر عمّهاى با دختر دائى خود ازدواج كرده ، پس از يك سال كه از عقد مىگذرد دختر راضى به ادامهء ازدواج نيست و مىخواهد بىهيچ دليلى با ديگرى ازدواج كند ، آيا زوجه مىتواند عقد ازدواج را بدون رضايت زوج فسخ نمايد ؟ اگر مىتواند عقد را فسخ نمايد ( با در نظر گرفتن اينكه زوجه غير مدخوله است ) از نظر مهريّهء تعيين شده و مخارج عقد چه صورت دارد ؟ ج - زن حقّ فسخ ندارد ، و تا شوهر او را طلاق نداده نمىتواند با ديگرى ازدواج كند . طلاق دادگاه س : 40 - اين جانب با خانمى سىساله ازدواج نمودم ، بعد از ازدواج متوجّه شدم كه خانم مزبور سه سال در عقد شرعى و قانونى پسر دائيش بوده و از طريق دادگاه خانواده طلاق گرفته و براى ازدواج مجدّد شناسنامهء خود را عوض نموده است . يك ماه پس از ازدواج به مسألهء 2836 رسالهء إمام ( مبنىّ بر باطل بودن اين گونه طلاقها كه توسّط دادگاههاى خانواده صورت گرفته ) برخوردم . مستدعى است بفرمائيد ازدواج ما شرعا صحيح است يا نه ؟ اگر إشكال دارد تكليف حقير چيست ؟ مضافا به اينكه خانم مزبور در ازدواج با من باكره بوده و از زمان اطّلاع بر مسألهء فوق هيچ گونه تماس جنسى با وى نداشتهام و أولادى هم در ميان نيست ؟ ج - در صورتى كه طلاق با إذن زوج و وكالت او نبوده ازدواج دوّم باطل ، و در فرض تحقّق « دخول »